سيد علي اكبر قرشي
8
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
دليلند كه اين كلمات از زبان نورانى حضرت ولّى ذو الجلال عليه سلام اللّه المتعال خارج شده است . آنحضرت در خطبهء اشباح وسعت علم خداوند را در بعد غير قابل وصفى ترسيم مىكند كه عقول از آن حيران است و از كلمهء : « عالم السرّ من ضمائر المضمرين و نجوى المتخافتين . . . » شروع مى فرمايد ، ابن ابى الحديد از ديدن آن ديوانه شده و مى گويد : اگر ابراهيم خليل الرحمّن اين سخن را مى ديد چشمش روشن مى شد و مى فرمود : آنچه از توحيد بنا نهادهام از بين نرفته است بلكه خداى متعال از نسل من فرزندى به وجود آورده كه در جاهليّت عرب ، علوم توحيد را چنان بنا نهاده كه من در جاهليت « نبط » آنطور بنا ننهادهام . . . كلامى نمى بينم كه شبيه اين كلام باشد مگر كلام خدا كه كلام امام جوششى است از آن درخت و جدولى است از آن نهر و شعلهاى است از آن آتش ( ج 7 صفحهء 23 و 24 ) 6 - يا آنجا كه چون خواسست غائله خوارج را بخواباند و به وى گفتند خوارج از پل نهروان گذشتهاند فرمود : « مصارعهم دون النطفة ، و اللّه لا يفلت منهم عشرة و لا يهلك منكم عشرة » خطبهء 59 ، 93 ، نه ، قتلگاه آنها اين طرف نهر است به خدا قسم ده نفر از آنها نجات نمى يابد و ده نفر از شما كشته نمى شود . اين سخن دو تا خبر از غيب است يكى اينكه : قتلگاه آنها اين طرف نهر است يعنى : رسول خدا صلى اللّه عليه و آله به من اين چنين خبر داده است ، ديگرى : آنكه نه ده نفر از خوارج سالم مى ماند و نه ده نفر از ياران من كشته مىشود و بعد از جنگ معلوم شد فقط نه نفر از خوارج نجات يافته و فرار كردهاند ، و از ياران آن حضرت فقط هشت نفر شهيد شدهاند . اين سخن ، سخن چه كسى جز أمير المؤمنين عليه السلام مىتواند باشد ابن ابى الحديد گويد : اين سخن از كثرت نقل و اشتهار نزديك به متواتر است و همهء مردم نقل كردهاند و آن از معجزات و اخبار غيبى آن حضرت است . . . و آن يك امر الهى است كه از رسول خدا صلى اللّه عليه و آله آموخته ، او نيز از خداوند متعال ياد گرفته است ، قدرت بشرى از چنين علمى قاصر است ، روزى رسول خدا صلى اللّه